ویار تکلم

لینک وب‌لاگ برای بلاگ‎فایی‎ها:
https://goo.gl/9yjKWb

آخرین مطالب

چقدر دیر!

سه شنبه, ۲۶ مرداد ۱۳۹۵، ۱۱:۱۱ ب.ظ

قرار شد به نوبت بطری خالی را بچرخانیم. سر بطری به سمت هرکس شد، چرخاننده از او سوال بپرسد. او چرخاند و سر بطری درست مقابل من ایستاد! پرسید عاشق چه کسی هستم؟ دل‌م گفت او اما زبان‌م گفت هیچ‌کس! بعدها فهمیدم او به عمد بطری را جوری چرخانده بود که سرش به سمت من بیفتد که بتواند از من بپرسد. اما افسوس که این را دیر به من گفت. همان شبی که برای تولد پسرش بیمارستان رفته‌بودم!

  • ۹۵/۰۵/۲۶
  • ویار تکلم

عشق

نظرات (۶۳)

تا حالا از این بازی ها نکردم . البته تا حالا کسی هم منتظر نبوده من دوستش داشته باشم ...
  • آقای فِلینت
  • تو هم انگار مث خودمی...
  • مهنا احمدی
  • چقدرقشنگ:(
    قلمتون پایدار :-)
    آخی...
  • کمی خلوت گزیده!
  • :'(
  • پاییزِ سالِ بعد
  • گاهی آدم دلش یک دوستت دارم می خواهد که نمیرد.
    افشین صالحی
    + چقدر شما مردا ظلم میکنین در حقِ زن ها
    خیلی دیر گفته دیگه واقعا:/
  • فرناز فرزان
  • قشنگ بود.
    :(
    این متن های تکان دهنده اینطوری منو میریزه بهم :(
    این پست قابلیت در اوردن اشک من را دارد!
  • بانو ف تک نقطه
  • چقد قشنگ بود .. احساسات آدمو خوب درگیر میکرد ..
    شما شکست عشقی چیزی نخوردید؟
    چرا بعضی متناتون اینجوریه؛(((

  • بهار پاتریکیان D:
  • چقد تلخ .. :(
    شما چرا برا تولد پسرش به بیمارستان رفتید یعنی پسرش پسر شما هم بود مثلا؟
    البته اگر کمی دیر میگه پسرش پسر شما نبوده...؛)
    نمیدونم والا...
    امیدوارم بهش رسیده باشید؛)
    :'(
  • سکوتـــــــــ پاییزی
  • همیشه برای یه زن گفتن دوستت دارم سخته! !!مرد باید شجاعت گفتنش را برای بار اول داشته باشه
    ای بابا!
    جدی جدی اشکم دراومد با این پست :/
    منکه گفتم ولی گفت نه:/
  • ترمه درویش
  • برای دوست داشتن هیچوقت دیر نیست
    ابراز نکردنش اثبات بیشتری برای دوست داشتنه اتفاقا :)
  • آلـــزا یمـــر
  • :|||
  • نفس نقره ای
  • آدرس شوما قراره همینجوری هی و هی عوض شه؟ :|
    گاهی خیلی زود دیر میشه
    اوه:||||||این دیگه نابودمیکنه ادمو...
  • محمد خزایی
  • یاد یه داستان کوتاه از هاروکی موراکامی افتادم...
    چقدر عذاب آوره
  • دخترِ انـــــــــــار
  • دیدمت ولی چه دور / دیدمت ولی چه دیر .. #قیصر
    چ بد!!
    یعنی ها این بازیه جرئت یا حقیقت خطرناک ترین بازی ایه که تو عمرم دیدم :))

    +ناراحت کننده بود :((
    این داستان خودتون بود یا همینجوری؟
  • حـدیـث:) ♥_♥
  • عی بابا;((
    واقعی بود ؟
    از زبان ان بانو!

    دیر کردی
    نیمه عاشقترم را باد بُرد...

     حامد عسکری
  • دختر اسمانی
  • وای من)))): چه تلخ
  • ماهیِ نفس کِش! :)
  • ای عشق می رسم به تو اما چقدر دیر...

    #فاضل_نظری



    +یاد این مصرع فاضل انداختین منو :(
    سلام

    از امتحانات سخت به خدا پناه ببریم

    هعی...
    شما مردا خیلی ظالمین میدونستین!
    کاش اصلا نگفته بود
  • آبان دخت ...
  • وای :(((

    :: دوباره فیلتر شدین شما؟ :|
  • سید امین میرموسوی
  • سپاس از حضورتون
    آخرش تیر خلاص بود...
    مهم نیست اگر انسان، برای کسی که دوست دارد غرورش را از دست بدهد. فاجعه است اگر به خاطرحفظ غرور، کسی را که دوست دارد از دست بدهد!
    امیدوارم این پست واقعی نباشه..
  • بانو ف تک نقطه
  • نمینویسین؟هی چک کردم دیدم پستی نیست
  • ایمان ایکس
  • ببخشید
    میدونم کنجکاوی کار درستی نیست
    اما واقعیت داشت؟
  • زینـب خــآنم
  • چقـــــــــــدر سخــــت ، چقــــــدر بــد ...
    من اگ بودم دق میکردم ...

    شایدم این گفتگوها بین دو تا پسر بوده!!!! 

    که اگه اینطور بوده باشه دیر نیست. 


    :( عخی ... :(
  • منتظر اتفاقات خوب
  • هیچی دیگه.
    این پست من رو غمگین کرد...؛(
    ای اش عشاق جرأت بیشتری داشتند...
    ....
    .
    .
    .
    بعد از خوندن این پست هزار جور حرف و فکر تو سرم دارن رژه میرن..نمیدونم چی بگم...
    چه غمناک
    چقدر این غمگین بود:(
    همیشه زود دیر می شود.... :(
    خیلی وقته که زود دیر میشه همه چی
  • فاطمه غلامی
  • دروغ بده
    مقسی :)
  • ف.ع ‏ ‏‏ ‏
  • :(
    فراق خوب است 

    یاده ی مصرع از شعرای فاضل نظری افتادم !

    #ای عشق میرسم به تو اما چقدر دیر ...

    :(اشکمو در آورد!
    خو حالا که ازدواج کرده رفته بچه هم داره چرا باید الان بگه اون کار از عمد بوده تا حرف دل شما رو بشنوه!؟
    آیا غیر از اینه که عشق مثل نماز میمونه و وقتی نیت کردی باید چشم از بقیه برداری!؟
    ...
    ای بابا ...
    :(
  • معصـومــــــه پــورابـراهیـــم
  • در انتها شوک بود....اما چقدر خنده دارند آدم هایی که بعدها یاد قبل ها می افتند....
    شده ایم مثل " آدم آهنی "!
    عشقشان را نثارمان می کنند و بِر و بِر نگاهشان می کنیم!

    اصلا انگار نه انگار که طرفمان,
    تمام غرورش را جمع کرده و زیر پایش گذاشته...
    تقصیر ما نیست...
    همه مان یک روز
    یک جا
    قلبمان را به کسی تعارف زدیم که...
    قرار بود بهمان برگرداند!
    اما رفت که رفت!!
    حالا ما ماندیم و 
    ابراز احساساتی که نثارمان می شود و.....
    یک به یک برگشت می خورد!
    ----------------------------------------------------
    از این متنای تلگرامیه اما به حس و حال این پست شما می خوره.
    نباید اون موقع میگفت....باید میگذاشت توی دلش بمونه....وقتی فایده ای نداره....

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">